..

 

او رفته است ، گرچه غمش هست تا ابد

 

غم با وفاتر است ، بیاید ، نمی رود

 

تسخیرکرده است جهان مرا ؛ چه خوب 

 

طاقت نداشت گرچه جهانش مرا ؛ چه بد 

 

یک شب درید پیرهنم را به اشتیاق

 

گل می دهد هنوز به یادش ، سبد سبد

 

چشمش پر از گلایه و خواهش ولی خودش

 

حرف زیادی از غم تنهایی اش نزد

 

درویش بود ، اهل نماندن ، پر از سفر

 

دل کند و گفت : رفتنی ام ! یا علی مدد !

 

 

 

 

 

 

/ 19 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دورتر از من

ســـــــــــــــــل‍ام[لبخند] خوبید؟[لبخند] قالب جدیدتون مبارك،قشنگ شده[چشمک][گل]

محمدشایان

سلام واقعا بهت خسته نباشید میگم وبت خوب و مفید بود... خوشحال میشم از وب منم دیدن کنی و اگه دوس داشتی لینک کنی...قربانت

پویا

وقتی نابغه‌ای در دنیا پیدا می‌شود میتوانید او را از این نشانه بشناسید: تمام ابلهان علیه‌ش متحد میشوند. [گل]

۩۞۩ آفتاب ۩۞۩

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی چو جان، ‌نهان شده در جسم پر ملال منی چنین که می‌گذری تلخ بر من، از سر قهر گمان برم که غم‌انگیز ماه و سال منی خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی به یاد بانوی غزل ایران سیمین بهبهانی ،

soooooooooooobi

میگویندشب سیاه است/من دیده ام سیاه ترازجدائی نیست میگویند مرگ سخت است/اماسخت ترازبی وفایی نیست میگویند زهر تلخ است.من چشیده ام/تلخ ترازتنهایی نیست...

آرش

سلام....یهو 5 تا 5 تا کامنت میزارید؟![لبخند] من شعر بلد نیستم اما بلدم بخونم......شعرایی که گذاشتید بهتر از جاهای دیگه بود.... خواجه عبدالاه راس میگه ولی هنوزم ادمایی هستن که به قولش درون خودشونو بکاون! کتاب "نیمه ی تاریک" از دبی فورد برای همین کاره.... در مورد نوشته هام باید بگم که تمام زندگیم وابسته به همین کنکور بود و همه چیز یهو خراب شد.... میدونم خیلی کارای دیگه میتونم بکنم.... اما از همین حالا میخوام بخونم برای کنکور بعدی..... چون نمیخوام یه عمر پشیمون باشم...حالا چه مثل قبلی نتیجه نگیرم یا بگیرم....[لبخند] خوبه اومدم اینجا حالم خوب شد.......... راستی داستان شما چیه که مینویسید؟ براتون ارزوی موفقیت میکنم همیشه... [گل]

۩۞۩ آفتاب ۩۞۩

زن شاهکار خلقت است.. باورنمی کنید سربزنید تا بگم چرا؟؟!! [گل]

دورتر از من

ممنون خوبم خداروشکر .. نه واقعا قشنگه!!! بعضی وقتا قشنگی توی سادگیه,مث این قالب.به نظرخودتونم که خوب نباشه اما بازم تنوع که ایجاد شده[لبخند]

دورتر از من

وقتی آدم نمی‌نویسد یا پر از حرف است یا چیزی برای گفتن ندارد پر از حرفم ، اما چیزی برای گفتن ندارم !

دورتر از من

این دکمه‌ها را وا نباید کرد تنها کویری مانده و یک بقعهء متروک دستت که بود اینجا باران حساب کار دستش بود !