رضا کاظمی

آقای وزیر....!

باید بروی بمیری...

اگر تمام جاده ها را هم صاف کنی

او دیگر بر نمی گردد....

 

 


/ 21 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد حامد

عشق یعنی آنجا که دهانها جسارت گفتن ندارند قلب ها بزنند زیر آواز !

دیارآراتا

سه چیز را با احتیاط برداریم : قدم ,قلم ,قسم

دورتر از من

آره .. دیگه هیچوقت بر نمی گرده .. [ولی در گوشی بگم : چ انتظار مسخره ای!..]

بانو

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم زمان آتش زدم کشتم من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم من ز مقصدها پی مقصود های پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم من به عشق- منتظر بودن ، همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد یارم رفت

محمد حامد

ﭼﺸﻢﻫﺎﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺩﺭ ﻭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﻲﺳﺎﺯﺩ ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻴﺎﻳﻲ.

علی

یه صندلی داغ شهدا زدیم مهمونمون این بار شهید همته خوشحال میشیم بیاین [گل]

ابراهیم

ﻧـــﮕﺎﻫــﺖ ﺑـــﻪ ﺁﻥ ﺑـــﺎﻻ ﺑـــﺎﺷـﺪ ﺗـــﺎ ﺩﻟـــﺖ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫـــﺎی ﺍﯾـــﻦ ﭘــــﺎﯾــﻴــﻦ ﻧــــﮕـــﻴـﺮﺩ…[لبخند][گل] ببخشید بابت تأخیر زیادم.

محمد حامد

چشمانم در آسمان به جستجوی آخرین ستاره ی شب است و می روم به اوج ، کنار او ستاره ای که در سپهر آرزو یگانه تقدیر من است

رضا

اب همیشه اتش را خاموش نمیکند..... برعکس, گاهی حتی یک قطره اب میتوند اتشی بزرگ به پا کند.... این را زمانی فهمیدم که قطره اشکی از چشمان عزیرم ریخت و من اتش گرفتم